قالب پرشین بلاگ


زبان و ادبیات فارسی سوم راهنمایی
برای دبیران و دانش آموزان
[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]

[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]

ستایش

ملِکا! ذکر تو گویم که تو پاکیِ و خدایی      نروم جز به همان ره که توام راه نمایی 

سنایی غزنوی 

مَلِک: پادشاه ، صاحب ملک . ج . ملوک             ذکر: یاد کردن ، بیان کردن . یادآوری

خدا :  1 - آفرینندة جهان . 2 - مالک ، صاحب          شعر فوق، بیت آغازین یکی از غزل­های «سنایی» است.

معنی: پادشاها! ]برای آرامش درونم[ از تو یاد می­کنم که پاکیزه و آفریننده­ای و جز به آن راهی که تو نشانم می­دهی، نمی­روم.

ملک: مناداست و (ا) حرف ندا.

منادا: کلمه­ای­است که بعد یا قبل از حروف ندا قرار گرفته و مخاطب جمله­ی وابسطه به خود می­شوند. منادا در شمار جمله­ی کامل محسوب می­شود و بیت فوق، شش جمله دارد: ملِکا! ذکر تو گویم که تو پاکیِ(پاک هستی) و خدایی(خدا هستی)/  نروم جز به همان ره که توام راه نمایی.

در سال گذشته خواندیم:« پاکا! ملکا! مُلکِ جان­ها از انِ توست و جمله دل­ها به فرمانِ تو». در این عبارت، «پاکا! ملکا!» هر دو منادا هستند. و (ا) پایانی کلمات، حرفِ نداست. منادا در حکم جمله­ی کامل است.

مُلک: سرزمین

مَلِک: فرمان­روا، پادشاه

مِلک: خانه و زمین

مَلَک: فرشته

شناخته­ترین حروف ندا، عبارتند از: ای، یا، ا، ایا و ... . مثال: سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟ ...

تحمیدیه: به معنای حمد و ستایش خداوند و در اصطلاح عبارت است از مقدمه­ای که در آغاز کتاب­ها در ستایش خدا و برشمردن نعمات و صفات او آورده می شود. و اکنون نمونه هایی از سرآغاز تحمیدیه ها را در ادب فارسی جهت استفاده همکاران می آوریم :

بسم الله الرحمن الرحیم                               فاتحه آرای کلام قدیم

**

بسم الله الرحمن الرحیم                           تاج سخن راست چو در یتیم

تاج سخن چیست ثنای خدا                      کوست به جانی و به گر نی به جای

**

بسم الله الرحمن الرحیم                       مطلع دیوان علی عظیم

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمه­ی دوم سده پنجم و نیمه­ی اول سده­ی ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنانچه ازشعر سنایی برمی‌آید او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استاری داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶۲ سالگی درگذشت. از آثار وی غیر از دیوان قصیده و غزل و ترکیب و ترجیع و قطعه و رباعی، مثنویهای وی معروف و بدین قرارند: مثنوی­های حدیقةالحقیقه، طریق التحقیق، کارنامه­ی بلخ، سیر العباد الی المعاد، عشق‌نامه و عقل‌نامه. سه مکتوب و یک رساله­ی نثر نیز به وی نسبت داده‌اند.


به نام خداوند جان و خرد                                       کزین برتر اندیشه بر نگذرد جان: روح، روان            خرد: عقل، اندیشه کزین: مخفّف(که+ از +این) به نام آفریدگار روح و اندیشه­ی انسان آغاز می­کنم که اندیشه­ و درک انسان به بالاتر و بهتر از این راه نمی­برد. خداوند نام و خداوند جای        خداوند روزه دهِ رهنمای نام: 1 - اسم ، لفظی که برای نامیدن کسی یا چیزی به کار می رود. 2 - شهرت ، آوازه (خوب ).  3 - کلمه ، لفظ . 4 - صورت ظاهر. 5 - نشان ، اثر. جای: 1- محل، مکان. 2- دنیا، هستی             روزی­ده: روزی دهنده. (کسی که روزی می­دهد).          رهنمای: نشان دهنده­ی راه. صفت فاعلی مرکّب مرخم: صفتی که بخش پایانی آن حذف شده باشد. مثال: رزم­آزمای ó رزم­آزماینده  /  روزی­دهó روزی دهنده /   جنگ­جوی ó جنگ­جوینده / ره ­نمای ó ره نماینده خداوند کیهان و گردان سپهر                                   فروزنده­ی ماه و ناهید و مهر کیهان: (گیهان ó کیهانó جهان).                       گردان: چرخنده، چرخان سپهر: آسمان                                                    گردان سپهر: آسمان چرخنده فروزنده: برافروزنده، روشن کننده.                            ناهید: سیّاره­ای در آسمان که نام دیگرش زهره، یا ستاره­ی صبحگاهی است. مهر: خورشید، آفتاب.                                           ماه و ناهید و مهر: آرایه­ی مراعات نظیر دارند. مراعات نظیر: به آوردن اعضای یک مجموعه در شعر یا نوشته­های ادبی، مراعات نظیر می­گویند. مثال: ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند                     تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری. شاهنامه­ی فردوسی حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان. او را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند. بر پایه دیدگاه بیشتر پژوهشگران امروزی، فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری برابر با ۳۱۹ خورشیدی (۹۴۰ میلادی) در روستای باژ در شهرستان توس (طوس) در خراسان دیده به جهان گشود. سال زایش فردوسی در ۳۲۹ هجری قمری از آنجا دریافته شده‌است که در یکی از سروده‌های فردوسی می‌توان زمان چیرگی سلطان محمود غزنوی بر ایران در سال ۳۸۷ هجری قمری (برابر با ۳۷۵ خورشیدی) را دریافت کرد: بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت                   نوان‌تر شدم چون جوانی گذشت فریدون بیداردل زنده شد                              زمین و زمان پیش او بنده شد الهی! چه زیباست ایّام دوستان تو با تو و چه خوش است گفت­وگوی ایشان در راه جست­وجوی تو! خدایا! به شناخت تو زندگانیم (آفریدگارا! ما به اندازه­ای که تو را می­شناسیم، زنده­ایم) و به نصرت تو شادانیم(و به یاری و دست­گیری تو خوش­حال و شادمان هستیم)، به کرامتِ تو نازانیم(کرامت: سخاوت ، جوان­مردی ، بخشندگی/ نازیدن: 1 - ناز کردن . 2 - فخر کردن ، تکبر نمودن . / به بخشندگی تو افتخار می­کنیم) ، به عزّ تو عزیزانیم(عزّ: ارجمند شدن ، عزیز شدن . 2 - ارجمندی ، ارزشمندی. / عزیز:  1 - گرامی ، محبوب . 2 - ارجمند، بزرگوار. 3 - کمیاب ، نادر.) به خاطر ارزشی که در درون ما نهادی، ارزشمند و بزرگوار شدیم. خدایا! نه شناخت تو را توان(نه توانایی شناختن تو را داریم)، نه ثنای(مدح، ستایش، سپاس­گزاری) تو را زبان(نه زبان سپاس­گزاری از تو را داریم)، نه دریای جلال و کبریای تو را کران (بزرگی و عظمت تو پایانی ندارد) پس تو را مدح و ثنا چون توان؟(پس چگونه می­توان سپاس تو را به جا آورد). پس تو را مدح و ستایش چون توان ؟ پس چگونه می توان تورا مدح و ستایش کرد سوال تاکیدی : سوالی که پاسخ آن برای گوینده و شنونده معلوم باشد و هدف گوینده از طرح سوال، تاکید بر‌مطلب است. چند مثال دیگر: فضل خدایی را که تواند شمار کرد؟    یا کیست شکریکی از هزار کرد؟ فضل خدای را که توان شمار کرد ؟        یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟      از دست زبان که برآید                         کز عهده شکرش به در‌ آید؟ (جلال1 - بزرگی ، عظمت . 2 - شکوه.)، (کبریا: بزرگ منشی، عظمت)، (کران: 1- کنار، حاشیه. 2- کرانه، لب ساحل. 3- پایان.). (مدح: ستایش، سپاس­گزاری).  کشف­الاسرار، ابوالفضل رشید الدین میبدی از مؤلفان نیمه اوّل قرن ششم هجری است . کتاب او به نام کشف الاسرار و عدةالابرار تفسیر بزرگ مشروحی است از قرآن که تألیف آن در اوایل سال 520 ق آغاز شد و چنانکه خود در آغاز کتاب خویش گقته در حقیقت شرحی است بر تفسیر ی که استاد او خواجه عبدالله انصاری ترتیب داده بود و به همین سبب در بسیاری از موارد کتاب خود نام آن استاد را با عناوینی از قبیل پیر طریقت و عالم طریقت و شیخ الاسلام انصاری و امثال آنها آورده است . کلام میبدی در تفسیر او روان و منسجم و در بسیاری از موارد به شیوه سخنان استاد او موزون و مقفّی یا مسجّع است و به همین سبب هنگام بحث در سبک  موزون آن سخن رفته است. میبدی در تفسیرهر یک از آیات آنرا یک بار به فارسی روانی معنی می کند و آن را النوبة الاوّلی می نامد و در نوبت ثانی به تفسیر همان آیه بنا بر روش عامه مفسران و در نوبت ثالث باز به تفسیر آن آیه به شیوه صوفیان می پردازد و در این مورد است که زیبایی نثر میبدی آشکار می شود . کتاب کشف الاسرار به همّت آقای علی اضغر حکمت از سال 1331 ش به بعد در ده مجلد در دانشگاه تهران به چاپ رسیده است .» کشف الاسرارو عدةالابراراز مهمترین تفسیرهای پارسی قرآن مجید تألیف رشید الدین المیبدی این تفسیر در سال520 انجام گرفته است .» سپاس یزدان این متن بر اساس آرایه­ی «سجع» نوشته شده است. سجع در لغت به معناي«آواي کبوتر» و در اصطلاح آوردن کلمات با حروف و آهنگ مشترک در شعر و نوشته­هاي ادبي­است. جايگاه سجع در نثر مانند قافيه در نظم است(همان­گونه که قافيه در انتهاي مصرع مي­آيد؛ سجع نيز در پايان جمله­ها مي­آيد). نوشته­هايي که آرايه­ي سجع در آن­ها فراوان به­کار رفته،«مسجّع» مي­گويند. بازرگاني را ديدم که صدوپنجاه شتر بار داشت و چهل بنده و خدمت­کار... گاه گفتي خاطرِ اسکندريّه دارم که هوايي خوش است؛ باز گفتي نه، که درياي مغرب مشوّش است ... . (گلستان سعدي). از بين شاعران و نويسندگاني که به نثر مسجّع توجّهي نشان داده و آثاري به اين سبک نوشته­اند، مي­توان به: خواجه عبدالله انصاري با «مناجات نامه»، کيکاووس­بن قابوس با«قابوس­نامه»، سعدي شيرازي با«گلستان» و قائم­مقام فراهاني با «منشآت» اشاره کرد. یزدان: خدا، خداوند. داننده: دانا، آگاه. منظور از داننده­ی آشکار و نهان«آگاه به همه چیز است». راننده: گرداننده، صاحب­اختیار. چرخ: فلک، آسمان، گردون. زمان: روزگار، زمانه. دارنده: صاحب، مالک. جانوران: موجودات زنده، حیوانات و انسان­ها. درود: سلام. مصطفی: برگزیده شده             صلّ­الله علیه و آلهِ و سلّم: درود و سلام خدا بر او و بر خاندانش. خاتم: 1- ختم کننده، پایان دهنده . 2 - پایان، عاقبت . 3 - انگشتری . 4 - مُهر، نگین . جمع آن خواتم . 5- آخِری ، آخِرین . 6 - اشیایی مثل قاب عکس ، جای قلم و مانند آن که بر روی آن با عاج ، استخوان ، فلز و چوب زینت کاری و نقش و نگار شده باشد. آفرین: 1 - تحسین . 2 - سپاس . 3 - درود، تهنیت ، تبریک . 4 - دعای نیک . اصحاب: جِ صاحب . 1 - یاران ، دمسازان . 2 - مالکان ، صاحبان. گزیدگان: پسندیدگان، انتخاب شدگان. گزیده کردن : دست چین کردن ، انتخاب کردن. خلق: 1 -  آفریدن . 2 - آفرینش .3 - آفریده ، مخلوق .4 - مردم ، انسان. راه نمودند: راهنمایی کردند. طریق: 1 - راه . 2 - شیوه ، روش . 3 - آئین ، مسلک . 4 - حال ، حالت . 5 - عادت ، خو. 6 - پیشه ، شغل . مبطلان: پیروان باطل، اهل باطل. برنوشتند: برچیدند، طی کردند، پاره کردند، جمع کردند. بساط: 1 - گستردنی . 2 - شادروان . 3 - فراخی میدان . 4 - سفرة چرمین . بساط انداختن :1 - اسباب فروختنی را در مکانی پهن کردن . 2 - فرش انداختن . آر ایه­ی تضاد: نسبت کلمات متضاد در شعر و نوشته­های ادبی، تضاد می­گویند.  گروه کلمات متضاد: آشکار / نهان            پیدا / پنهان               سرآغاز / سرانجام        آغاز / انجام ظلمت / نور              مبدأ / مقصد                باز / بسته                 شروع / پایان آفرین / نفرین          جوانی / پیری               تندرستی / بیماری       بی­نیاز / نیازمند  آسایش /گرفتاری        زندگی / مرگ             بهار/ خزان الابنیه عن حقایق­الادویه

الابنیه عن حقایق الادویه کتابی است در داروشناسی به فارسی اثر ابومنصور موفق هروی داروشناس ایرانی از قرن چهارم هجری. الابنیه عن حقایق الادویه یکی از معدود قدیمی‌ترین آثار منثور در زبان فارسی است. نسخه‌ای از این کتاب به خط علی بن احمد اسدی طوسی شاعر لغوی و ادیب قرن پنجم هجری در وین موجود است. این نسخه ظاهراً قدیم‌ترین نسخه خطی فارسی است که تاکنون به دست آمده است. به نوشته فلوگل مجموع مفرداتی که در آن عنوان شده ۵۴۷ مورد است که برحسب حروف تهجی مرتب شده (ولی فقط برحسب حروف اول، و حروف دوم و سوم در آن رعایت نشده است). این کتاب را اولین بار زلیگمان در ۱۸۵۹ در وین به طبع رسانید و ترجمه آلمانی آن (توسط عبدالخالق آخوندف) بدون تاریخ در هاله (آلمان) چاپ شد. متن تصحیح شده کتاب الادویه به کوشش احمد بهمنیار و حسین محبوبی اردکانی در سال ۱۳۴۶ در تهران به چاپ رسیده است.

[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]

اسلام و انقلاب اسلامی

به گفتار پیغمبرت راه جوی                                                دل از تیرگی­ها بدین آب شوی

(فردوسی)

گفتار: سخن، حدیث، فرموده، فرمایش. جُستن :1 - طلب کردن . 2 - جستجو کردن . 3 - یافتن .

معنی: راه  را از فرمایشات پیامبرت جست­وجو کن و با سخنان زلال او تیرگی­ها و آلودگی­هایِ درونت را شُست­وشو بده.


زیبا زیستن

زیستن: زندگی کردن.                                           رحمت: 1 - مهربانی ، دلسوزی . 2 - بخشایش ، عفو.

سعادت: 1 - خوشبختی . 2 - خجستگی .  حکمت: 1 - علم ، دانش . 2 - راستی ، درستی . 3 - کلام موافق حق .

طنین: 1 - بانگ کردن مگس ، ناقوس. 2 - بانگ ، صدا. 3 - نوسانات فرعی صدا، پژواک .

دل­نشین: 1 - خوش آیند، آن چه در دل نشیند. 2 - مؤثر.          مشتاق: آرزومند، مایل و راغب .

فرهنگ: 1 - علم ، دانش . 2 - تربیت ، ادب . 3 - واژه نامه ، کتاب لغت . 4 - عقل ، خرد. 5 - تدبیر، چاره .

آبشخور: = آبشخوار. آبشخورد: 1 - جای خوردن یا برداشتن آب . 2 - ظرف آبخوری . 3 - منزل ، مقام . 4 - بهره ، قسمت . 5 - سرنوشت.         گنجینه: خزانه ، جای نگه داری زر و سیم .                  همواره: پیوسته ، همیشه.

اعظم: 1 - بزرگتر، بزرگوارتر. 2 - درشت تر.                     متعال: بلند شونده ، بلند پایه ، والا، برتر.

سیما: 1 - چهره ، قیافه . 2 - علامت ، هیئت .                 ظاهر: 1 - پیدا، آشکار. 2 - روی بیرونی هر چیزی .

کردار: کار، عمل.          غنیمت: هر آن چه که در ج نگ از حریف شکست خورده به دست آید. 2 - در فارسی هر مالی که بدون زحمت به دست آمده باشد. غنیمت شمردن :  فایده و سود دانستن.

واژه­های متضاد: جوانی/ پیری            تن­درستی/ بیماری        بی­نیازی/ نیازمندی               آسایش/ گرفتاری         زندگی/ مرگ

پی­آمد: 1 - عارضه . 2 حادثه.                    امان: 1 -  بی­ترسی، ایمنی. 2 - زنهار، پناه.

بیهوده = بی­هوده = بیهده :1 - باطل . 2 - بی - ثمر، بی فایده . 3 - بی معنی ، پوچ ، یاوه .

گشاده­رو: خوشرو ، بشاش.                           تعالی: 1 - بلند پایه گردیدن . 2 -  بلندی ، برتری

روا: 1 - جایز. 2 - حلال . 3 - سزاوار.           حاجت: 1 - ضرورت ، نیاز. 2 - امید، آرزو. ج . حاجات ، حوائج .

نصرت: یاری ، کمک .                      مظلوم: ستمدیده.                 بازداشتن: منع کردن ، توقیف کردن.

مثل: 1 - سخن مشهور.2 - داستان ، قصه . 3 - عبرت . 4 - پند، اندرز.

رنج: 1 - آزار، آزردگی . 2 - اندوه ، درد. 3 - تلاش ، کوشش.  رنجور: 1 - رنج کشیده . 2 - دردمند، بیمار. 3 - غمگین ، آزرده.

قهر: 1- خشم و غضب. 2- عذاب کردن، تنبیه کردن. 3 - ظلم و زور. 4 - توانایی ، چیرگی .

درگاه: 1 - بارگاه . 2 - پیشگاه ، آستانة در.                   وصایا: جِ وصیت ، پندها، اندرزها.                گناه: بزه ، کار بد.

خطبه: 1- سخنرانی ، وعظ. جمع آن خطب. 2- عقد جملاتی به زبان عربی که هنگام عقد ازدواج و برای مشروعیت دادن به آن گفته می­شود.                                    

علی علیه­السّلام:

جمال­العلم نشره و ثمرتهُ العمل به و صیانتهُ وضعهُ فی اهلهِ

زیبایی دانش در نشر آن است. میوه­اش عمل به آن و نگهداریش اینست که آن را در اختیار اهلش بگذارد.


گروه کلمات املایی ستایش و درس اوّل

سنایی غزنوی- روزی ده- جلال وکبریا- مدح وثنا- کشف الاسرار- نهان- جانوران- بهار وخزان- محمّد مصطفی- صلّی اللّه علیه وآله وسلم- اصحاب- طریق مبطلان- بساط حق- الأبنیه عن حقائق الأدویه- حدیقةالحقیقه- رحمت وسعادت- سرشار از حکمت- طنین دلنشین- جغرافیای فرهنگی- مشتاق شنیدن- گنجینه وآبشخور- شکوفایی وشکوهمندی-پیغامبر اعظم-سیمای ظاهر-غنیمت شمردن- پیامد های ناگوار- ظالم ومظلوم-  هنگام قهر- مثل مؤمنان- خطبه هاو وصایا- غم محنت- خصلت ویژه- سخنان جذٌّاب- گنجشک زندانی.


نکته­ي زبانی درس 1

 

نهاد: کلمه يا گروهي از کلمات است که درباره­ي آن خبري مي­دهيم؛ يعني«صاحب خبر» است..

گزاره: خبري است که در مورد نهاد مي­دهيم.

گزاره­ از اجزايي تشکيل مي­شود.

مهم­ترين جزء گزاره فعل است. از اين­رو به آن هسته­ي گزاره مي­گويند. به مثال­ها توجه کنید:

1)      نکاتِ دستوريِ کتابِ سومِ راهنمايي        تغيير يافته است.

                نهاد                                   گزاره/ فعل(هسته­ي گزاره)

2)      خدای تعالی،        انسان گشاده­رو را دوست می­دارد.

    نهاد                                               فعل(هسته­ی گزاره)         

                                   گزاره

   

3)      بنی­آدم،          اعضای یک پیکرند

       نهاد                                  فعل (فشرده­ی فعل اسنادیِ«هستند») و هسته­ی گزاره              

                                   گزاره

گاهی گزاره ساده است. یعنی تنها جزء آن هسته­ی گزاره(فعل) است.

و گاهی گزاره، غير ساده؛ که علاوه بر فعل، يک يا چند جزء ديگر نيز دارد.

متمم ، مسند و مفعول می توانند اجزای گزاره باشند.

 

نهاد و گزاره را در دو جمله­ی زیر مشخص کنید:

1)      باغبان، در پِی من تند دوید

 

2)      سیب را دست تو دید.

[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]

موارد مهم­تر تاریخ ادبیّات فارسی سال سوم راهنمایی

ابوالفضل رشیدالدّین میبدی

اثر وی «کشف­الاسرار و عده­الابرار» تفسیری است از قرآن در قرن ششم به زبان فارسی و تحت تأثیر تفسیر خواجه عبدالله انصاری نوشته شده است.

الابنیه عن حقایق الادویه

این کتاب را ابومنصور موفّق هروی، در خواص گیاهان و داروها و در واقع ، درباره­ی علم داروشناسی در عصر منصور بن نوح سامانی نوشت. نثر علمی فارسی با کتاب «الابنیه» آغاز می­شود.

حدیقه­الحقیقه

ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی یا حکیم سنایی (۴۷۳-۵۴۵ قمری)، از بزرگ‌ترین شاعران قصیده‌گو و مثنوی‌سرای زبان پارسی‌ است، که در سده­ی ششم هجری می‌زیسته است.

قیصر امین پور

از شاعران برجسته­ی انقلاب. مجموعه شعرهایِ «به قولِ پرستو، «در کوچه­ی آفتاب»،«تنفّس صبح»، «آینه­های ناگهان»، گل­ها همه آفتاب­گردانند» و دستورزبان عشق» را نام برد. وی در سال 1368 درگذشت.

مرتضی آوینی

در سال 1326 متولد شد. او نویسنده، فیلم­ساز و سردبیر مجلّه­ی «سوره» بود. از فیلم­های او «خان گزیده­ها»، «حقیقت»، «روایت فتح» و «سراب» را می­توان نام برد.

مرتضی مطهّری

«امدادهای غیبی در زندگی بشر» مجموعه­ی چند گفتار از ایشان است. از آثار دیگرش«خدمات متقابل اسلام و ایران» ، «داستان راستان» و «تماشاگه راز».

از آسمان سبز

از سلمان هراتی شاعر دوره­ی انقلاب اسلامی متولّد 1338 «مرودشتِ تنکابن» بود و بر اثر تصادف جلن باخت. مجموعه شعرهای دیگر وی«از این ستاره تا آن ستاره، دری به خانه­ی خورشید».

روضه­ی خلد

کتاب مهمی از مجد خوافی است که از قرن دهم هجری باقی‌ مانده و نویسنده ، آن را به تقلید از «گلستان» سعدی به نگارش درآورده است.

محمدعلی اسلامی ندوشن

کتاب « روزها» از نمونه­های برجسته­ی زندگی­نامه­ نویسی در زبان فارسی امروز، از ایشان است. وی در سال 1304 در ندوشنِ یزد دیده به جهان گشود.

اوحدی مراغه­ای

شاعر عارف قرن هشتم که به سبب ولادت در مراغه، او را مراغه­ای و به سبب سکونت در اصفهان به وی اصفهانی می­گفتند. مثنوی«جام جم» و دیوان اشعارش معروف خاص و عام است.

کلیله و دمنه

کتابی است شامل مجموعه داستان­هایی که حیوانات قهرمان آن­ها هستند. اصل کتاب هندی بوده که در روزگار ساسانیان توسط «برزویه طبیب» به پهلوی ترجمه شده است. «ابن مقفّع» آن را به عربی و بعدها «نصرالله منشی» آن را از زبان عربی به فارسی ترجمه کرد.

مرزبان نامه

کتابی است به سبک و شیوه­ی«کلیله و دمنه» که مرزبان بن رستم شروین پریم یکی از اسپهبدان مازندران آن را به زبان مازندرانی (کهن طبری) نوشته بود و سعدالدین وراوینی آن را به پارسی دری برگرداند که شامل تمثیل از زبان حیوانات است.

موش و گربه

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی شاعر و نویسنده­ی طنزپرداز فارسی‌زبان قرن هشتم هجری است که طبق قراین موجود در اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم ه.ق. در یکی از توابع قزوین چشم به جهان گشود

فرج بعد از شدّت

ترجمه­ای است از کتاب«الفرج بعد الشّده». این کتاب چند بار به فارسی برگردانده شده و از جمله­ی آن­ها ترجمه­ی «محمّد عوفی» است که مکرّراً به چاپ رسیده است. نیز ترجمه­ی مُحسّن تنوخی، ترجمه­ی اسعد دهستانی از آن جمله است.

گلستان و بوستان

سعدی شیرازی گلستان را در سال 656 به نثر مسجع،و بوستان را در 655 در قالب مثنوی به رشته­ی تحریر درآورد.

محمد غزّالی

از آثار او«کیمیای سعادت» که اخلاقی و دینی است و نویسنده عمده­ی محتویّات آن را از کتاب دیگرش«احیاء­العلوم» که به عربی نوشته شده بود، به طور خلاصه به زبان فارسی نقل کرده است.

هشت کتاب

هشت کتاب نام مجموعه اشعار سهراب سپهری است. چنان که از نامش بر می‌آید، شامل هشت دفتر شعر (کتاب) است: «مرگ رنگ، زندگی خواب‌ها، آوار آفتاب، شرق اندوه، صدای پای آب، مسافر، حجم سبز، ما هیچ ما نگاه».

تاریخ بیهقی

اثر ارزشمند ابوالفضل بیهقی، دبیر دیوان رسائل پادشاهان غزنوی است که تاریخ غزنویان را در سی جلد به تحریر درآورده است. متأسّفانه­ بخش عمده­ی آن از بین رفته است.

نظامی گنجوی

از آثار ارزشمند او می­توان پنج گنج(مخزن­الاسرار، هفت پیکر، اسکندر نامه، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون) و دیوان اشعار را برشمرد.

مولانا جلال الدّین محمد بلخی

مثنوی معنوی کتاب منظوم و گران­قدر اوست که شامل حکایاتی است که وی با بیان آن­ها، مسائل دینی، عرفانی و حقایق معنوی را به زبان ساده و از راهِ تمثیل بیان می­کند. مثنوی در شش دفتر و 26هزار بیت سروده شده است.

عطّار نیشابوری

از آثار وی، «منطق­الطّیر» که منطومه­ای تمثیلی است در عرفان و تصوّف و «تذکره الاولیا» کتابی در شرح حال بزرگان عرفان و تصوّف است.

سوانح­العشّاق

احمد غزّالی، برادر کوچک­تر محمّد غزّالی از عرفا و فقهای ایرانی نویسنده­ی آن است.

اخلاق ناصری

کتابی است نوشته­ی«خواجه نصیرالدین توسی» به زبان فارسی، که در نهایت زیبایی سخنان افلاطون و ارسطو را بررسی کرده است. از آثار دیگر وی به عربی«اساس الاقتباس» را می­توان نام برد.

الهی نامه

کتابی­است مختصر از «خواجه عبدالله انصاری» در ستایش پروردگار، با مضامین عارفانه که نثری مسجّع و آهنگین دارد.

قابوس نامه

امیر عنصرالمعالی کیکاووس بن قابوس، از امرای دانشمند آل زیار نویسنده­ی آن است.و این کتاب را برای فرزندش «گیلانشاه» نوشته است.

ابوریحان بیرونی

کتاب« التّفهیم لاوایل صناعه التّنجیم» از مهم­ترین کتاب­های ایشان در زمینه­ی دانش ستاره شناسی و نجوم به نثر دل­انگیز فارسی نوشته شده است. «تحقیق ماللهند» نیز از آثار اوست.

ابوعلی سینا

در قرن چهارم و پنجم هجری. از کتاب­های او، می توان به «قانون» که مفصّل­ترین کتاب وی در طب اسلامی و به زبان عربی نوشته شده است؛ و «شفا» که باز به زبان عربی و از مهم­ترین کتاب­های فلسفی اسلام به شمار می آیند؛ و «دانش­نامه­ی علایی» اشاره کرد.

مهدی اخوان ثالث

از شاعران بزرگ ادبیات معاصر که در اسفند 1307 در شهر مشهد دیده به جهان گشود. اولین مجموعه شعرش«ارغنون» و مهمترین مجموعه شعرش«زمستان» است. ایشان در کنار فردوسی در توسبه خاک سپرده شده اند.

اسفار اربعه

(سفرهای چهارگانه) کتابی­است فلسفی، تألیف صدرالدّین شیرازی، که در آن شرح چهار سفر روحانی آمده است.

نظامی عروضی سمرقندی

مجمع­النّوادر یا چهار مقاله مشتمل بر چهار گفتار درباره­ی دبیران، شاعران، منجّمان و طبیبان است.

منظومه­ی آرش کمانگیر

 

از «سیاوش کسرایی» (۵ اسفند ۱۳۰۵ هشت بهشت اصفهان - ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) شاعر، از اعضای کانون نویسندگان ایران و از فعالان سیاسی چپ‌گرای تاریخ معاصر ایران بود. «آرش کمانگیر» نخستین منظومه حماسی نیمایی است. از جمله مجموعه شعرهای به جا مانده از او می‌توان به مجموعه شعر آوا، آرش کمانگیر، مهره سرخ، در هوای مرغ آمین، هدیه برای خاک، تراشه‌های تبر، خانگی، با دماوند خاموش و خون سیاوش اشاره کرد.

اقبال لاهوری

محمد اقبال لاهوری یا علامه اقبالاردو: (۱۸ آبان ۱۲۵۶ سیالکوت تا ۱ اردیبهشت ۱۳۱۷‌ لاهور) شاعر، فیلسوف، سیاست‌مدار و متفکر مسلمان پاکستانی بود، که اشعار زیادی نیز به زبانهای فارسی و اردو سروده‌است. اقبال نخستین کسی بود که ایده­ی یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد که در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در این کشور به طور رسمی «شاعر ملی» خوانده می‌شود.

ویکتور هوگو

از مشهورترین شاعران و نویسندگان قرن نوزدهم فرانسه، که کتاب «بینوایان» از جمله معروف ترین آثار اوست.

شازده کوچولو

نام کتابی­است از «آنتوان دو سنت اگزوپری» نویسنده­ی فرانسوی. برگردان احمد شاملو. داستانی خیال انگیز و زیباست که در خلال آن عواطف بشری به ساده­ترین شکل، تجزیه و تحلیل شده است

داستان­هایی برای فکر کردن

رابرت فيشر، استاد رشته تعليم و تربيت در دانشگاه برونل است كه تاكنون مجموعه هاي زيادي را تأليف كرده است؛ از جمله: «به بچه ها ياد بدهيم فكر كنند»، «به بچه ها ياد بدهيم ياد بگيرند» از سري كتاب هاي فلسفه براي كودكان و نوجوانان. داستان هايي براي فكركردن، يكي از مجموعه طرح هايي است كه براي رشد تفكر و يادگيري تدوين شده است.  مجموعه اي از ۳۰ داستان از فرهنگ هاي مختلف براي كودكان ۷ تا ۱۱ سال است تا هم از آنها لذت ببرند و هم درباره آنها فكر كنند

حنظله­ی بادغیسی

از قدیمی­ترین شاعران فارسی گوی پس از اسلام و معاصر سلسله­ی طاهریان بوده است.

محمّد تقی بهار

متخلص به «بهار» در سال 1266 در مشهد به دنیا آمد و در سال 1330 از دنیا رفت. برخی از آثار او عبارت­اند از: سبک شناسی، تاریخ احزاب سیاسی، دیوان اشعار و ... .

[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]

فصل هفتم

سرزمین من

تو را ای کهن بوم و بر، دوست دارم

                 تو را ای گران­مایه، دیرینه ایرانِ من

                                          ... تو را ای گرامی وطن، دوست دارم                مهدی اخوان ثالث

تلخ­کامی­ها:    ناملایمات

هماره:  همیشه، مدام، پیوسته

نشیب:  پستی، فرود

فراز:  اوج، بلندی

فراز و فرود: آرایه­ی تضاد

زلال:  شفّاف

بالیده­اند:  رشد و نمو کرده­اند.

دیرینه:  کهن، باستانی.

مرهون:  در گرو، وابسته، مدیون.

هراس:  بیم، ترس، باک.

یأس:  نا امیدی.

مدد:  یاری، کمک.

عزّت: سربلند شدن، گرامی شدن، سربلندی، سرافرازی .

توان فرسا: طاقت سوز، غیر قابل تحمّل

طبع : ذات ، سرشت، استعداد شعر  داشتن .

مصون:  ایمن، محفوظ.

تکبیر:  الله اکبر گفتن.

عذوبت :  گوارا بودن، گوارایی .

آریوبَرزَن (به یونانی: نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند. نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه‌است. از جنگجویان اوکسین بود، اوکسینی‌ها جزئی از مردم لر بوده، که بازماندگانشان امروزه با نام لر بزرگ شناخته می‌شوند و سکونتگاهشان استان‌های خوزستان لرستان، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد است.

پاکباز:  وارسته، زاهد، عاشقِ صادق و پاک نظر. پاکبازی: وارستگی، از خود گذشتگی .

چو ایران نباشد، تنِ من مباد                    بدین بوم و بر، زنده یک تن مباد

مباد: نباشد(فعل دعایی).                بر: سرزمین.                         بوم و بر: ناحیه، سرزمین

بوم: 1 - سرزمین، ناحیه. 2 - زمین شیار نکرده. 3 - جا، مقام. 4 - سرشت، طبیعت. 5 - پارچه قاب گرفته­ای که روی آن نقاشی کنند. 6 - زمینة پارچة زردوزی شده .

دریغ است ایران که ویران شود                کنامِ پلنگان و شیران شود

دریغ:  افسوس، تأسّف . 2 - کلمه ای که در حسرت و افسوس استعمال شود.

کنام : 1 - جایگاه و آشیانة حیوانات . 2 - چراگاه .

مائده: سفره

اعجاب:  شگفتی، تعجّب

شکوه:  عظمت، بزرگی.

عرصه :  1 - حیاط ، فضای خالی جلوی خانه . 2 - میدان . 3 - صحرا. ج . عرصات .

نظامی عروضی سمرقندی نویسنده­ی ایرانی سده ششم هجری و نویسنده­ی کتاب «چهار مقاله» است.

چهار مقاله نام کتابی‌است از نظامی عروضی سمرقندی. نام اصلی کتاب مجمع‌النوادر است. از آنجا که در این کتاب از چهار فن، دانش دبیری، شاعری، طب، و نجوم، در چهار گفتار جداگانه سخن رفته‌است، از قدیم به نام چهار مقاله معروف شده است. کتاب در بین سالهای ۵۵۱ و ۵۵۲ به یکی از شاهزادگان آل شنسب تقدیم شده‌است. مصنف کتاب ابوالحسن نظام الدین یا نجم الدین احمدبن عمربن علی سمرقندی معروف به نظامی عروضی از شعرا و نویسندگان قرن ششم هجری بوده که از شعر وی جز چند قطعه هجا به جا نمانده است. لیکن چنانچه از محتوای کتاب بر می آید، این نویسنده نثر خوبی داشته و کتاب چهارمقاله ی او از نمونه های برجسته ی نثر و انشای فارسی است. وی گذشته از شاعری و دبیری در فنون طب و نجوم هم مهارت داشته و حکایت هایی که در چهار مقاله ذکر می کند گواه این نکته است.

می­ستاید: ستایش می­کند.

الحق:  انصافاً

مَعین : پاک ، صاف ، جاری .

سخن را به آسمان علّین برد: ارزش سخن را به اعلاترین درجه­ رسانید.

ماءمعین: آبِ پاک، صاف و جاری.

گزند:  آسیب، صدمه

اسفار اربعهó ملا صدرا

گلستان<=> سعدی شیرازی

قانون و شفاó ابوعلی سینا

التّفهیمó ابوریحان بیرونی

فخر آوران: افتخار آفرینان

ثریّا :چلچراغ، پروین، یکی از صورت های فلکی .

نهیب: ترس ، بیم، هیبت، عظمت.

غنا: بی­نیازی، ثروتمندی.

غفلت:  بی­خبری، نا آگاهی.

تهذیب : پاکیزه کردن، پاک­داشتن

 

[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]

پارسا :  1 - پاک دامن ، زاهد. 2 - ایرانی . 3 - عارف ، دانشمند.

نقل:روایت، حکایت.

عارف:دانا، آگاه. خدا شناس .

جامه:لباس، پوشش.

رابعه عدویه ملقب به تاج‌الرجال متولد ۹۵ هجری قمری برابر با ۹۳ هجری شمسی در بصره و درگذشته در سال ۱۳۵ هجری قمری برابر با ۱۳۲ هجری شمسی در بیت‌المقدس از متصوفان اولیه بود.او دختر «اسماعیل عدوی قیسی» و کنیه‌اش ام‌الخیر بود.نام او را از این جهت رابعه گذاشتند که فرزند چهارم خانواده بود. رابعه یکی از کسانی است که فریدالدین عطار در کتاب تذکره الاولیایش از او یاد کرده است. وی با صوفیانی چون حسن بصری، سفیان ثوری و مالک دینار هم‌دوره بود.

عیال: زن و فرزندان، اهل خانه.

چراغی روغن: به اندازه­ی یک چراغ روغن.

عهد کرده بود: تصمیم قطعی گرفته بود.

مخلوق:  آفریده شده، مردمان.

فلان همسایه: (فلان) صفت مبهم.

خفته­اند:  خوابیده­اند.

بخفت:  خوابید. حرف «ب» در اوّل فعل از نوع زینت است.

سیّده:  خانم.

امّت:  ملّت، مردم، پیروان دین.

شفاعت:  پایمردی، دست گیری.

قحطی:  خشکسالی، نایابی

عظیم:  بزرگ، وسیع.

متفرّق:  پراکنده.

ظالم:  ستمگر

درم:  سکه­ی نقره.

مشقّت:  رنج، سختی، دشواری.

خواجه:  1 - بزرگ ، سرور. 2 - مالدار، دولتمند.

غریب:  بی­کس، تنها.

الّا:  به جُز، غیر از

می­باید:  لازم است، بایسته است.

جاه:  مقام، مرتبه، منزلت.

فردا جاهیت خواهد بود: فردا به مرتبه­ای خواهی رسید.

مقرّبان:  نزدیکان، پیوستگان.

نازند:  افتخار می­کنند، می­نازند.

مقرّبان آسمان: فرشتگان آسمان.

دایم:  مداوم، مدام، همیشه

روزه داشتی: روزه می­گرفت.

همه شب نماز کردی: تمام شب نماز می­خواند.

تا روز بر پای بودی: تا طلوع آفتاب بیدار می­ماند و مشغول عبادت بود.

از خواب درآمد: بیدار شد.

هوا:  میل، آرزو.

موافقت:  همراهی، اطاعت.

زیر دست: بنده، خدمت کار

کار به دست من استی: اختیار به دست من است.

مخلوق:  مردمان، انسان­ها.

از خدمتت نیاسودمی: از خدمت به تو دست نمی­کشیدم.

راه ندید: راه فرار بر او بسته شد.

به خدمتِ تو از آن دیر می­آیم: به آن دلیل دیر به خدمت تو می­رسم.

بر جای نهاد: سرِ جایش قرار داد.

نوبت:  دفعه، مرتبه، بار

صومعه:  1 - عبادتگاه راهب در بالای کوه . 2 - دیر، خانقاه .

رنجه مدار: آزار مده، به سختی و زحمت نیفکن.

ابلیس:  شیطان، اهریمن.

زُهره:  1 - کیسة صفراء. 2 - مایع زرد رنگ و تلخ موجود در کیسة صفرا. جرأت، شهامت.

طرّار: دزد، راهزن، سارق.

 

 

تذکره الاولیا: کتابی عرفانی است به نثر ساده و در قسمت‌هایی مسجع، در شرح احوال بزرگان اولیا و مشایخ صوفیه به فارسی، نوشتۀ فریدالدین عطار نیشابوری. این کتاب مشتمل است بر مقدمه و ۷۲ باب که هریک به زندگی، حالات، اندیشه‌ها و سخنان یکی از عارفان و مشایخ تصوف می‌پردازد، و ذکر مکارم اخلاق، مواعظ و سخنان حکمت‌آمیزشان در این کتاب آورده شده است.

حسنک وزیر، آخرین وزیر سلطان محمود غزنوی بود که به دستور مسعود غزنوی و به فتوای خلیفه‌ی بغداد، تحت عنوان قرمطی یا اسماعیلی به دار آویخته شد.

امیر حسنک، پسر میکال از خاندان دیواشتیج شاهزادهٔ سغدی بود. سلطان محمود او را به خاطر دانش و تجربه‌اش به وزارت حکومت خویش منصوب کرد. حسنک در زمان حیات محمود به حج رفت و در هنگام بازگشت به دلیل ناامنی راه‌ها از مسیر مصر به غزنی برگشت.    در مصر خلعت خلیفهٔ فاطمی مصر را که شیعهٔ اسماعیلی بود قبول کرده و در غزنی تسلیم سلطان محمود کرد. خلیفهٔ عباسی، حسنک را به قرمطی‌گری متهم نموده و از محمود خواست وی را تسلیم کند. سلطان محمود که به وزیرش اعتماد داشت و مطمئن بود که وی قرمطی نیست به خواست خلیفه جواب رد داد. ابوالفضل بیهقی می‌گوید که سلطان محمود نسبت به پافشاری خلیفه بر اعدام حسنک محمود به خشم آمد و گفت: «به این خلیفهٔ خرف شده بباید نبشت که من از بهر عباسیان انگشت در کرده‌ام در همهٔ جهان و قرمطی می‌جویم و آنچه یافته آید و درست گردد بردار می‌کشند، و اگر مرا درست شدی که حسنک قرمطی است خبر به امیرالمؤمنین رسیدی که در باب وی چه رفتی. وی را من پرورده‌ام و با فرزندان و برادران من برابر است. اگر وی قرمطی است من هم قرمطی باشم!»

پس از مرگ محمود غزنوی، حسنک وزیر از جمله کسانی بود که در به سلطنت رساندن محمد پسر محمود و برادر مسعود تلاش فراوان کرد. زمانی که محمد شکست خورد و مسعود غزنوی زمام امور را در دست گرفت، قرمطی‌گری وزیر پدرش را بهانه گرفته و به درخواست خلیفهٔ بغداد و با پافشاری بوسهل زوزنی، او را به دار آویخت .در تاریخ بیهقی آمده است که زمانی که مادر حسنک وزیر را پس از سه ماه از مرگ پسرش مطلع کردند، گفت: «بزرگا مردا که این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان را» جسد حسنک پیش از دفن هفت سال بر سر دار ماند.

قریب: نزدیک.

فرو گرفتند: پایین آوردند.

جگرآور:  دلیر، نترس، بی­باک

پاهایش همه فرو تراشید: گوشت از پاهایش فرو ریخت.

سخت:  بسیار(در این جا)

دستور:  1 - فرمان ، امر. 2 - وزیر، مشاور. 3 - قاعده ، روش . 4 - اجازه ، پروانه . 5 - برنامه .

سخت جگرآور: بسیار نترس.

نهان داشتند: پنهان کردند.

حدیث:  داستان، ماجرا، سخن تازه.

جزع: بی­تابی کردن، ناشکیبایی کردن.

بگریست به درد: با درد گریه کرد.

بزرگ­مردا که این پسرم بود: این  پسرم، مرد بزرگی بود.

ماتم:  غم ، مصیبت ، سوگ.

پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد: محمود غزنوی، مقام و دارایی به او داد.

پادشاهی چون مسعود آن جهان: مسعود غزنوی او را کشت.

خردمند:  عاقل، فرزانه.

سخت نیکو بداشت: بسیار عالی برگزار کرد.

جای آن بود: شایستگی آن را داشت.

تاریخ بیهقی یا تاریخ مسعودی نام کتابی نوشته­ی ابوالفضل بیهقی است که موضوع اصلی آن تاریخ پادشاهی مسعود غزنوی پسر سلطان محمود غزنوی است. این کتاب علاوه بر تاریخ غزنویان، قسمت‌هایی درباره تاریخ صفاریان، سامانیان و دوره پیش از پادشاهی محمود غزنوی دارد.  نسخه اصلی کتاب حدود ۳۰ جلد بوده که به دستور سلطان مسعود بخش زیادی از آن از بین رفته‌است. و از این کتاب امروزه مقدار کمی (حدود پنج مجلد) بر جای مانده‌است.



روان­خوانی

زمزمه­ی محبّت

زانو زدن: کنایه­ از احترام گذاشتن.

کلام:  سخن، گفتار.

حق:  خدا، ایزد.

از بر کردن: حفظ کردن، به خاطر سپردن.

بدگویی:  غیبت، عیب کسی را در غیاب وی گفتن.

در جوار رحمت حضرت حق آرمید: مرد، وفات کرد(کنایه).

دیری نپایید: زیاد طول نکشید.

معیّن:  مشخّص، تعیین.

بدرقه:  مشایعت، همراهی.

عریضه: عرض حال، نامه یا درخواستی که کسی به شخص بالاتراز خود می نویسد.

میراث:  مرده ریگ ، آنچه از مال مرده که به خانواده­اش می­رسد.

مهرگان:جشنی که ایرانیان در روز شانزدهم ماه مهر برگزار می­کنند.

فرزانه: حکیم، دانا، دانشمند.

خرد ورز: عاقل، خردمند، فرزانه.

والا:  برتر، بالا.

دیار: خانه، محل، مسکن. شهر، قبیله.

فرهیخته:  ادب آموخته، دانش آموخته، دارای فرهنگ والا.

عزم:  قصد چیزی کردن، دل بر چیزی نهادن، اراده ، قصد.

[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به جهت تغییرات کتاب ادبیّات فارسی در یکی دو سال گذشته، - آن هم در حدّ وسیع- و تنوع موضوعی چشم گیر در کتابِ حاضر، نیاز به برخورد متفاوت تر با زنگ های ادبیّات، محسوس تر می نماید.
از یک سو آزمون های متنوّعی که از داخل و خارج محیط مدرسه، بر ذهن و فکرِ اولیای دانش آموزان و گاه خود آن ها تحمیل شده و دبیران ادبیّات را به توانمندی و مسلّح کردن دانش آموزان ملزم می سازد.
از سوی دیگر آزمون های ورودی مدارس غیر انتفاعی و دبیرستان ها که فشار روانی خاصی را به اولیای مدرسه و خانه تحمیل می کند و نیاز به برخورد علمی تر و عالمانه تر با ادبیّات را از همین دوره بایستگی می بخشد.
از یک طرف دیگر، لازمه ی برخورد اشتیاق آمیزتر دبیران مقطع راهنمایی، با توجه دادن دانش آموز به جوهره¬ی ادبیّات، و اصل انسان محوری و اصالت عواطف انسانی در ادبیات، و نیز تشحیذ ذوق و استعداد دانش آموزان ، جهت دادن آن ها به مطالعه ی شاه کارهای ادبیّات دیروز فارسی و زبان شعرای امروز فارسی و رونق بخشیدن به ذخیره ی ادبی دانش آموزان، برخورد دیگرگونی را از دبیران ادبیّات می طلبد.
وبلاگ پیش رو، ضمن ایجاد فرصتی درخور برای مطالعه های جنبی دانش آموز در زمینه ی مطالبی که به نحو مختصر در بطن کتاب ادبیات فارسی دوم راهنمایی بدان ها اشاره شده است؛ آن ها را با برخورد حرفه ای تر با این رشته نیز آشنا می سازد و چه بسا مشکلات موردی آنها در زمینه های ادبی از پیش پای آن ها برمی دارد.
فرصت اندک کتاب و کلاس، مجال پرداختن به رمان ها، داستان های کوتاه، یا سایر انواع ادبی، از قبیل غزل امروز را از نگارنده ی این مطالب گرفته بود. این وبلاگ پنجره ای بود به ادبیّات فارسی محض، تا علاقه مندان دانش آموز، فرصت آشنایی با انواع ادبی را پیدا کنند.
نیز اولیای خانه و مدرسه نسبت به مواردی که در کلاس مطرح می شود وقوف و اشراف یافته و از کمّ و کیف کلاس ادبیّات آگاهی می یابند.
در صورتی که دانش آموزی به دلیل بیماری یا هر دلیل ممکن دیگر، از مدرسه محروم مانده باشد، می تواند با مطالعه ی وبلاگ پیش روی، نیاز خود را به شکل کاملاً تخصّصی تری دنبال فرموده و عقب افتادگی های احتمالی خود را جبران کنند.
و مزایای دیگر که پرداختن به آن ها اسباب روده درازی در این مقال خواهد بود.
امکانات وب
<-BlogTitle-> "> - <-BlogDescription-> - <-BlogTitle->"> ,<-BlogId->, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs">

<-BlogTitle->
<-BlogDescription->
نويسندگان
آخرين مطالب
<-PostContent->
ادامه مطلب
[ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ]
<< مطالب جدیدتر    ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

<-BlogAbout->
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب
<-BlogCustomHtml->